تبلیغات
اهل بیت(علیهم السلام) - 81.اصول دین تحقیقی یا تقلیدی؟(1)
اهل بیت(علیهم السلام)
یا اباصالح المهدی ادرکنا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا علمی و تحقیقی و در راستای نشر و ترویج فرهنگ و معارف اسلامی برای استفاده اقشار مختلف جامعه خصوصا جوانان راه اندازی شده است و در آن علاوه بر آثار و نوشته های مدیر وبلاگ از مقالات و نوشته های علمی از سایر نویسندگان و سایت های معتبر نیز با ذکر منبع بهره برده می شود و از هر گونه پیشنهاد و انتقاد علمی و منصفانه استقبال می شود و نشر و استفاده از مقالات آن با ذکر منبع بلا مانع است.

مدیر وبلاگ :محمود امیریان
نویسندگان

سؤال:

 اگر اصول دین تحقیقی است و من تحقیق كردم و خدایی نیافتم، چرا مرا می كُشند؟

پاسخ :

تبیین پرسش

پرسش مطرح شده ناظر به دو اشكال مطرح شده بر وجود و تشریع حكم مرتد است كه یكی از آنها صبغة درون دینی دارد و دیگری دارای صبغة برون دینی است.

اشكال درون دینی: از منظر آیات قرآن كریم از جمله آیه‌ «لااكراه فی الدین»[1]؛ در قبول دین اكراهی نیست؛ پذیرش دین از روی اكراه و اجبار مورد پسند خالق جهان نیست، لذا اعمال هرگونه فشار و اكراهی كه اختیار بشر در حوزة تعیین مذهب را سلب كرده و یا در تنگنا قرار دهد پذیرفتنی نخواهد بود، پس بستن راه خروج از دین و واداشتن مسلمانان به باقی ماندن در حوزة اسلام مخالف تعالیم خود اسلام است. لذا آیة مذكور با حكم مرتد ناسازگار است.

اشكال برون دینی: از طرفی روشن است كه اسلام پذیرش اصول  خود را فقط از راه تحقیق معتبر می‌شمارد و از پذیرش اصول دین از راه تقلید ابا دارد و از طرف دیگر پرواضح است كه مكانیسم دستگاه ادراكی بشر و نحوة عمل آن به گونه‌ای است كه نتایج و محصولات آن غیر قابل پیش‌بینی است و اصلاً در اختیار آدمی نمی‌باشد. پس بحث تكلیف به ایمان و وضع احكام سنگین برای شخص مرتد تكلیف به امری غیراختیاری است كه از دایرة تكالیف الهی خارج است و در زمره تكلیف به مالایطاق خواهد بود.

توضیح آن كه دستگاه ادراكی انسان بی‌شباهت به دستگاه هاضمه او نیست. انسان به لحاظ بعد نباتی خود، مواد غذایی را جمع آوری می‌كند، طبخ و آماده ساخته، می‌خورد و می‌آشامد و در اختیار دستگاه هاضمه قرار می‌دهد.

در بعد عقلانی نیز انسان به تهیه و جمع‌آوری معلومات علمی می‌پردازد آنها را ترتیب منطقی داده به دستگاه هاضمة  عقلی می‌سپرد و در نهایت نتیجه‌ای به دست می‌آید كه محصول تلاش عقلانی اوست . همچنان كه پس از بلعیدن و فرو بردن غذا و سپردن آن به دستگاه هاضمه، محل هضم و جذب و توزیع مواد غذایی در سراسر بدن در اختیار آدمی نیست، دستگاه ادراكی نیز حكمی مشابه با دستگاه هاضمه دارد. پس از مطالعه و تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات و چینش آنها، محصول علمی و نتیجه‌ای كه به بار می‌آید در اختیار آدمی نیست چه بسا دستگاه تفكر ما به نتیجه‌ای برسد كه دینداران را خوش نیاید، آیا باید چنین فردی را سرزنش نمود و او را از اعتقاد به دسترنج علمی‌اش برحذر داشت؟ آنچه می‌توان به آن سفارش نمود مطالعه و تحقیق است. اما حاصل آن غیرقابل پیش بینی و تكلیف است. لذا نمی‌توان كسی را به داشتن ایمان تكلیف نمود، و از كافر شدن برحذر داشت زیرا ایمان و كفر حاصل عمل غیراختیاری تفكر است و عمل غیراختیاری را تكلیف كردن شایسته و سزا نیست چرا كه تكلیف به مالایطاق بوده كه ناشایست بودن آن در كتب كلامی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.[2]

پاسخ اشکال درون دینی:

آیة شریفة لا اكراه فی الدین

آیة مذكور خبر از این واقعیت تكوینی می‌دهد كه اموری درونی و قلبی از قبیل پذیرش، باور قبول و تسلیم، اكراه و اجبار بردار نیستند، عقیده و ایمان در منطقه‌ای قرار دارد كه از دسترس تحمل و اجبار خارج است باور ‌و عقیده از امور قلبی است كه اكراه و اجبار در آن تأثیری ندارد، زیرا اكراه صرفاً بر رفتار ظاهری و حركات بدنی اثر می‌گذارد، ولی باور قلبی خود دارای علل و عوامل دیگری از سنخ ادراك و اعتقاد است.[3]

پس این كه قرآن می‌گوید: در دین اجبار نیست (لااكراه فی الدین) نمی‌خواهد بگوید دین را می‌شود با اجبار تحمیل كرد، ولی شما تحمیل نكنید و بگذارید مردم بدون اجبار دین‌دار باشند، بلكه از این باب است كه دین را با اجبار نمی‌شود تحمیل كرد و آن كه با اجبار تحمیل شود دین نیست.[4]

پس آیة فوق به هیچ وجه ناظر به بحث لزوم پذیرفتن دین اسلام و عدم جواز كفر و ارتداد نبوده، بلكه از واقعیتی تكوینی در وجود انسان پرده بر می‌دارد. لذا از این آیه نمی‌شود استفاده كرد كه هر كسی هر مذهبی را به دلخواه خود بتواند اختیار كند.



[1] . بقره، 256.

[2] . ر.ك: مجله كیان، ش 46، ص 16.

[3] . طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 2، ص 343.

[4] . مطهری، مرتضی، جهاد، ص 35، انتشارات صدرا، چ هفتم، 1373.





نوع مطلب :
برچسب ها : اصول دین، تحقیق در اصول دین، لا اکراه فی الدین، ارتداد، مرتد، کشته شدن مرتد،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 شهریور 1395
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
from www.Avazak.ir-Design By: Avazak.ir --> ---- ---- چاپ این صفحه ---- ---

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی