تبلیغات
اهل بیت(علیهم السلام) - 96.چرایی صلح امام حسن-علیه السلام- و قیام امام حسین-علیه السلام-(2)
اهل بیت(علیهم السلام)
یا اباصالح المهدی ادرکنا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا علمی و تحقیقی و در راستای نشر و ترویج فرهنگ و معارف اسلامی برای استفاده اقشار مختلف جامعه خصوصا جوانان راه اندازی شده است و در آن علاوه بر آثار و نوشته های مدیر وبلاگ از مقالات و نوشته های علمی از سایر نویسندگان و سایت های معتبر نیز با ذکر منبع بهره برده می شود و از هر گونه پیشنهاد و انتقاد علمی و منصفانه استقبال می شود و نشر و استفاده از مقالات آن با ذکر منبع بلا مانع است.

مدیر وبلاگ :محمود امیریان
نویسندگان
ج: عامل سوم مسأله امر به معروف و نهی از منكر بود كه بر فرض عامل اوّل و دوّم هم وجود نمی داشت، امام ـ علیه السلام ـ بر اساس این عامل ساكت نمی نشست چون معاویه در طول دوران حكومت خود بر خلاف اسلام عمل كرده و خون هایی را به ناحق ریخته و از جرم های او این است كه مسأله خلافت را به سلطنت و یك امر موروثی تبدیل نموده و پسر سگ باز خویش را بر مردم مسلط كرده است.

در رابطه با وظیفه ای كه این عامل به عهده امام ـ علیه السلام ـ می گذارد حضرت ابا عبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ از جدش روایتی را نقل می كند (من رأی سلطانا جائرا....) كه به موجب آن سكوت برای هیچ كسی در چنین شرائطی جایز نیست و امام ـ علیه السلام ـ عصر خود را مصداق همین كلام پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می داند كه حقیقتاً نیز چنین بوده است.

امّا در زمان امام حسن ـ علیه السلام ـ و معاویه هر چند برای امام حسن ـ علیه السلام ـ روشن است كه معاویه چه ماهیتی دارد و اگر مسلط شود چه خواهد كرد لكن برای مردم روشن نیست و امام حداكثر سخنی كه می تواند بگوید این است كه اگر معاویه مسلط شود چنین و چنان می كند و این سخن غیر از این است كه كسی مثل امام حسین ـ علیه السلام ـ اعمال و كارهای انجام شده اموی ها را به عنوان سند ارائه كند و بگوید در چنین شرائطی سكوت جائز نیست پس از این نظر نیز بین زمان امام حسن ـ علیه السلام ـ و امام حسین ـ علیه السلام ـ تفاوت وجود دارد.

 یعنی در زمان امام حسین ـ علیه السلام ـ حضرت معترض است و در زمان امام حسن ـ علیه السلام ـ معاویه معترض است امام حسن به مقتضای شرائط عصر خود باید سكوت و امام حسین ـ علیه السلام ـ باید قیام كند:

معاویه از زمان امام علی ـ علیه السلام ـ به عنوان معترض قیام كرده و حالا كه عصر امام حسن ـ علیه السلام ـ است او فقط می خواهد زمام امور به او تسلیم شود و او مجری باشد و در قبال این امر حاضر است هر گونه تعهدی را كه امام حسن ـ علیه السلام ـ از او بخواهد بپذیرد و می گوید از امام ـ علیه السلام ـ برای خود بیعت نمی خواهد، به شیعیان حاضر است امان بدهید و كینه های گذشته را كه نسبت به شیعیان داشته نادیده بگیرد، به دستورات اسلام عمل كند و حتی از نظر مالی حاضر است مالیات قسمتی از مملكت اسلامی را به امام حسن ـ علیه السلام ـ واگذار كند تا شیعیان محتاج معاویه نباشند، سب و لعن امام علی ـ علیه السلام ـ را حاضر است ممنوع اعلام كند و... .(6)

با این وضعیت اگر امام حسن ـ علیه السلام ـ صلح نمی كرد مردم می پنداشتند و بیگانگان چنین تصور می نمودند كه تمام درگیری ها بر سر فرمانروائی است ولی امام ـ علیه السلام ـ كناره گرفت تا برای همه روشن شود كه مسأله مسأله دین است نه فرمانروائی شخصی و تا روشن گردد كه هر جا مصالح اسلام و امت اسلامی اقتضاء كند رهبر دیندار مصالح دین را ترجیح می دهد.

امام حسن ـ علیه السلام ـ با تغییر دادن سنگر نبرد مسلحانه به تدبیر ماهرانه از یك طرف به اجتماع متشتت و جامعه بی بنیه و از نظر تربیت اسلامی مسخ شده و دارای گرایش های مختلف مهلت تجربه كردن و چشیدن طعم حكومت معاویه را داد همان مردمی كه می گفتند معاویه آدمی بد و حاكم خوبی است و او را به حلم و بردباری می شناختند و می گفتند ببینید با مردم شام چگونه رفتار می كند و همین شناخت آنان بود كه برخی ها در خود كوفه اصرار به صلح داشتند و همین شناخت آنان از معاویه یكی از دلایل سست شدن مردم كوفه از مقاومت با معاویه به حساب آمده است.(7)

از طرفی دیگر حضرت می خواست حقیقت مغلوب را بر فریب غالب پیروز گرداند و این امر همان طوری كه اشاره شد از راه مبارزه مسلحانه ممكن نبود پس راه فقط این بود كه به معاویه مهلت بیشتری داده شود تا باطن حكومت وی هم چون یزید كه در روزگار خود شناخته شد، شناخته شود.

لذا لازم بود كه تدبیری به كار رود كه معاویه هویت خود و حكومت خود را (كه خواص از آن آگاه بود) برای عوام با كارهای خود روشن كند. قرار داد صلح را زیر پا بگذارد، به سب علی ـ علیه السلام ـ ادامه بدهد، نماز جمعه را در روز چهار شنبه بخواند، محرمات قرآن را مرتكب شود، آزادگان را به جرم بردن نام علی ـ علیه السلام ـ از دم شمشیر بگذراند و سرانجام با صرف اموال عمومی و ترفند و تزویر و تهدید و ارعاب، یزید عامی، بی دین نصرانی زاده را با وجود كسی هم چون امام حسین ـ علیه السلام ـ خلیفه كند.

آری این كارها صورت گرفت و خود عاملی شد تا عوام نیز انحراف به وجود آمده را درك كنند و درك كردند امام حسن ـ علیه السلام ـ با صلح خود ثابت نمود كه امثال معاویه دین ندارند و از ترس مسلمان شده اند. به معاویه مهلت داد تا خود به مردم كوفه بگوید: من بخاطر نماز و روزه و احكام دین با شما جنگ نكردم بلكه جنگ كردم تا بر شما حكومت كنم.(8)

امام حسن ـ علیه السلام ـ با صلح خود پرده و نقاب را از چهره معاویه و معاویه صفتان برداشت و حقیقت را بر ملا كرد و زمینه قیام امام حسین ـ علیه السلام ـ را فراهم كرد و درخت صلح او به ثمر نشست و امام حسین ـ علیه السلام ـ این میوه را چید. حكومت معاویه و یزید حكومت ستمگری و تعدّی و بی ایمانی بود امّا تمایزی نسبت به همدیگر داشت: موقع معاویه و طریقی كه او می پیمود طریق باطل بود لكن با حیله، جعل حدیث از زبان پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تشبث به مقدسات برای كوبیدن مقدسات، با ترفند و فریب و... در این راه قدم بر می داشت و با همین روش اوضاع را آشفته كرده بود به گونه ای كه فرضا اگر به دست لشكریان امام حسن ـ علیه السلام ـ كشته می شد، بعید نبود كه شامیان او را شهید بزرگوار اسلام به شمار نیاوردند و بعید نبود كه او را پیراهن عثمان دوم قلمداد نكنند.

امّا یزید روشی بر خلاف پدر داشت و به جای تشبث به مقدسات و حفظ ظواهر، به هتك حرمت مقدسات به طور علنی می پرداخت و بر اساس همین رویه بود كه دستور داد یا از امام حسین ـ علیه السلام ـ بیعت بگیر یا سرش را بفرست.

و در دوران او بود كه وقت شكستن سكوت فرا رسید و شهادت كربلا واقع شد و حكومت یزید در اثر آن برچیده شد و امام حسین ـ علیه السلام ـ با یاران معدود خویش طنینی در گنبد افلاك در افكندند به نام عاشورا امّا با یاران امام حسن ـ علیه السلام ـ نه غلبه نصیب می شد و نه شهادت افتخار آمیز بلكه آنان آنچنان كه در «ساباط» نشان دادند امام ـ علیه السلام ـ را دست بسته به دشمن تحویل می دادند و آنچه نصیب می شد اسارت خلیفه مسلمین بود.

نتیجه این كه هر یكی از دو امام به مقتضای شرائط و اوضاع زمان خود به وظیفه عمل كرده به گونه ای كه اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ در جای امام حسن ـ علیه السلام ـ بود همان صلح نامه را امضا می كرد كه امام حسن ـ علیه السلام ـ امضا كرد و امام حسن ـ علیه السلام ـ دست به همان قیامی می زند كه امام حسین ـ علیه السلام ـ زد.

-----------------------

پاورقی:

6. ر.ک: مجموعه آثار، همان، ج16، ص644. امام در عینیت جامعه، همان، ص109.

7. مجموعه آثار، همان، ج16، 654. امام در عینیت جامعه، همان، ص96.

8. ابن کثیر، دمشقی، البدایة و النهایة، ج8، ص131. امینی، ابراهیم، الغدیر، ج10، ص326 به نقل از امام در عینیت جامعه.





نوع مطلب : امام حسن-علیه السلام-، 
برچسب ها : امام حسن علیه السلام، صلح حسن، صلح،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 دی 1395
دوشنبه 5 تیر 1396 08:09 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا
واقعا کار کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع قادر به من مؤمن
اما فقط برای کوتاه در حالی که. من هنوز کردم مشکل خود
را با فراز در منطق و شما ممکن است را خوب
به کمک پر کسانی که شکاف. در این رویداد شما
که می توانید انجام من می قطعا تا پایان
مجذوب.
سه شنبه 7 دی 1395 08:18 ب.ظ
سلام .یاسمن هستم از فروشگاه اینترنتی دانلود مقاله "ایران مگ" با بیش از 10 هزار مقاله, تحقیق های دانشجویی، پروژه های دانشجویی، گزارش کارآموزی و سوالات دانشگاهی. از این که تونستم در وبلاگ شما نظری درج کنم واقعا خوشحالم. ممنون میشم منو هم با اسم ایران مگ لینک کنید. مارو از نظرات خوب بی بهره نکنید خیلی ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
from www.Avazak.ir-Design By: Avazak.ir --> ---- ---- چاپ این صفحه ---- ---

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی