تبلیغات
اهل بیت(علیهم السلام) - 46. عاقبت به خیری
اهل بیت(علیهم السلام)
یا اباصالح المهدی ادرکنا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا علمی و تحقیقی و در راستای نشر و ترویج فرهنگ و معارف اسلامی برای استفاده اقشار مختلف جامعه خصوصا جوانان راه اندازی شده است و در آن علاوه بر آثار و نوشته های مدیر وبلاگ از مقالات و نوشته های علمی از سایر نویسندگان و سایت های معتبر نیز با ذکر منبع بهره برده می شود و از هر گونه پیشنهاد و انتقاد علمی و منصفانه استقبال می شود و نشر و استفاده از مقالات آن با ذکر منبع بلا مانع است.

مدیر وبلاگ :محمود امیریان
نویسندگان

سؤال:

آیا داستان هایی مانند برصیصای عابد، دارای صحت و واقعیت هستند؟ و اینكه علت گرفتارشدن همچنین انسان هایی كه سال های طولانی به عبادت خدا مشغول بودند، چیست؟ و اینكه آیا خلاف عدل الهی نیست كه انسان های عابدی همچون برصیصا با یك گناه عاقبت به شر شوند و در مقابل افراد گناهگاری كه عمری را در گناه بسر بردند؛ با یك توبه عاقبت به خیر شوند؟

پاسخ:

قبل از پاسخ به سوال، شایسته است كه به بررسی اجمالی داستان برصیصای عابد بپردازیم.

مفسِّران متعددی داستان برصیصا - كه عابدی از قوم بنی اسراییل بود- را ذیل آیات 16 و 17 سوره حشر، نقل كردند.[1]

نام و سرگذشت برصیصا بطور مستقیم در قرآن نیامده است؛ ولی آیات اول تا هجدهم سورۀ شریفۀ حشر به این مطلب اشاره دارد، به این صورت كه این آیات سرگذشت طایفه یهود بنی نضیر را بازگو می­‌كند كه در اثر پیمان شكنی، (بدون جنگ و خونریزی) از مدینه رانده شدند و سخن از منافقانی است كه به بنی نضیر قول مساعدت می‌دهند و آنها را علیه پیامبر اسلام (ص) تحریك می‌كنند، اما هرگز به این قولهای دروغین عمل نمی‌كنند.[2] در ادامه قرآن كریم دربارۀ منافقان تشبیهی به كار می‌برد و می‌فرماید: «كار آنها همچون شیطانی است كه به انسان گفت: كافر شو  تا مشكلات تو را حل كنم. اما هنگامی كه كافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خداوندی كه پروردگار عالمیان است، بیم دارم.»[3] در اینكه منظور از انسان در این آیه كیست در میان مفسران اختلاف است، اكثر آنها، آن را جنس انسان می‌دانند كه شیطان انسانی را به سوی كفر دعوت می‌كند، زیبایی‌های دنیا را در نظرش زینت می‌دهد و او را گرفتار كفر می سازد و سرانجام او را با همان رها می‌سازد.[4] برخی قائلند كه آیه در مورد كفار جنگ بدر نازل شده است.[5] اما اكثر مفسران برصیصای عابد را مصداق بارز انسان در این آیه می‌دانند. داستان برصیصای عابد چنین است كه: راهب بنی اسرائیل در اثر عبادات طولانی به نقلی مستجاب الدعوه بود  به طوری كه بیماران روانی را شفاء می داد. روزی زنی كه به جنون مبتلا شده بود را به نزد وی می‌آورند تا او را شفا دهد از برصیصا می‌خواهند زن را نزد خود نگاه دارد، ابتدا امتناع می‌كند ولی با اصرار برادران آن زن، می‌پذیرد تا نزد او بماند. شیطان راهب را وسوسه كرده و جمال زن را در نظرش زیبا جلوه می‌دهد و برصیصا به او تجاوز می‌كند، بار دیگر شیطان به او القا می‌كند برای فرار از رسوایی، زن را بكشد و او را مدفون سازد، راهب در پی آن خیانت، چنین جنایتی هم مرتكب می‌شود. راز این رسوایی آشكار می‌شود و برصیصا را به صلیب یا به دار می‌كشند در بالای چوبۀ دار شیطان بار دیگر دست به گمراهی او می‌زند و از نقش اصلی خود در رقم خوردن این سرنوشت خبر می‌دهد و از او می‌خواهد اگر در برابرش سجده كند، او را رهایی بخشد، گویند راهب در همان حال با اشاره بر او سجده می‌كند و كافر می‌شود شیطان نیز از وی بیزاری جسته و او را رها می‌كند و برصیصای راهب در حالت كفر از دنیا می‌رود.[6] این داستان با شرحی مفصل ‌تر و با جزئیاتی متفاوت در روایات نقل شده است.

پاسخ سوال مذكور در ضمن چند نكته  ارائه می گردد:

1.       بین عابد و عالِم  تفاوت اساسی وجود دارد. عابد با عبادتی كه می كند فقط زمینه نجات یافتن از جهنم و عاقبت بخیری خودش را فراهم می كند. لیكن عالِم با علمی كه دارد نه تنها موجب نجات و عاقبت بخیری خودش می شود بلكه موجب نجات و عاقبت به خیری دیگرانی می شود  كه از علم او بهره جستند و عمل كردند. به عبارت دیگر انسان عالِم چون راه را از بیراهه  می شناسد؛ احتمال كمی برای گرفتار شدن به  گمراهی و ضلالت نسبت به او وجود دارد. ولی چون عابد فقط شكل و ظاهر عبادات را یاد گرفته است؛ احتمال بیشتری  وجود دارد كه به گمراهی كشیده شود. البته شایسته  تذكر است كه در انسان عالِم؛ گفتیم احتمال كمتر نه نفی احتمال. زیرا مانع بودن علم انسان از گرفتار شدن به فساد و گناه، صددرصدی نیست بلكه بر اساس رذایل اخلاقی، ممكن است انسان عالِم نیز گرفتار فساد وگناه شود. به همین خاطر؛ بهترین تكیه گاه برای مصون ماندن از گرفتار شدن در گناه و فساد، استمداد از قدرت لایزال الهی برای مصونیت از گناه است.

2.       آن چیزی كه باعث نجات و رستگاری نهایی انسان می شود، عبادت زیادی نیست اگرچه عبادت كردن شرط لازم است لكن شرط كافی نیست. معرفت حقیقی به خدا، پایه و اساس رستگاری و نجات انسان می باشد این معرفت حقیقی است كه انسان را به سوی عبادت می كشاند و همچنین باعث ارزش یافتن عبادت می گردد. از این رو عبادت هفتاد ساله بدون معرفت حقیقی به خدا، سبب رستگاری انسان نخواهد بود. داستان ابلیس و برصیصا این حقیقت را نیز نشان می دهد که کسی ممکن است هفتاد یا شش هزار سال عبادت کند اما ریشه تکبر و غرور یا حسد درون فرد زنده باشد و نهایتا خود را نشان دهد.

3.       هدایت بر دو نوع است هدایت ابتدایی و هدایت استحقاقی

خداوند هدایت ابتدایی برای عموم مردم را به وسیله عقل آنها و انبیاء و اوصیای انبیاء انجام داده است. لیكن شرط ادامه این هدایت الهی، قبول علمی و عملی آن هدایت ابتدایی الهی است. كه به این استدامت هدایت الهی، هدایت استحقاقی گفته می شود.از این رو اگر كسی آن هدایت ابتدایی را نپذیرفت؛ مشمول هدایتهای بعدی الهی نخواهد بود. بنابراین انسان در هرلحظه ای از لحظات زندگی اش یا در راه هدایت و رستگاری است و یا در مسیر ضلالت و گمراهی. پس از اینجا جواب  این سوال كه چرا خداوند بعد از هفتاد سال عبادت یك عابد، بر اثر یك اشتباه و گناه، او را عاقبت به شر، می كند، معلوم می شود زیرا نوع برخورد خداوند با بندگانش بر اساس رفتار آنها  است.(آیه هشتم سوره إسراء[7]).

  1. قبول توبه بندگان از سوی خداوند مهربان، وعده تخلّف ناپذیرالهی است. از این رو صرف نظر از این كه، انسان گناهگار به چه اندازه گناه انجام داده است؛ اگر شرایط توبه حقیقی را  كه در روایات به نام توبه نَصُوح نامیده شده است- فراهم كند؛ مورد پذیرش خدای مهربان قرار می گیرد. به همین خاطر، یاس و ناامیدی  از رحمت الهی و اینكه خداوند با وجود گناهان زیاد، توبه توبه كنندگان را نخواهد پذیرفت؛ از گناهان كبیره شمرده شده است. بنابراین قبول توبه نه تنها منافاتی با حكمت الهی ندارد؛ بلكه طبق تطابق صددرصدی با آن دارد. بر عکس با امدن کفر و شرک و دخول در ظلمت، همه نورها و خوبی ها از بین می رود.
  2. انسان دائما در حال امتحان و در معرض سقوط است کما این که در هر لحظه ای می تواند به هدایت و سعادت برسد. در دعاها همواره می خوانیم که خدایا عاقبت امور ما را ختم به خیر فرما. نظام جهان و کفر و ایمان این است که با امدن یکی دیگری از بین می رود. قهرا ثمرات ان هم از بین می رود. مثل این که ریشه و تنه اصلی درخت عوض شود.

منابع برای مطالعه

  1. گناه شناسی، محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، محل و سال نشر: تهران ؛ ۱۳۸۶.
  2. دستغیب، عبد الحسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم ؛ ۱۳۸۸ش.

 



[1] . مكارم شیرازی، ناصر و همكاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1374، چاپ 12، ج23صص545و544؛ قرائتى محسن‏،تفسیر نور،تهران، مركز فرهنگى درسهایى از قرآن‏،  1383 ش،  چاپ یازدهم ،ج9ص557؛ طباطبایى، سید محمد حسین‏،المیزان فى تفسیر القرآن‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1417 ق‏،چاپ پنجم، ج19ص215

[2] . تفسیر نمونه، ج 23، ص 529- 528.

[3] . كَمَثَلِ الشَّیطانِ اِذْ قالَ لِلاِنسانِ اكْفُرْ فَلمّا كَفَرَ قالَ اِنّی بَریءٌ مِنكَ اِنّی اَخافُ اللهَ رَبّ الْعالمینَ»( حشر/ 16).

[4] . تفسیر نمونه، پیشین، ص 538.

[5] . طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، انتشارات ناصر خسرو،تحقیق محمد جواد بلاغی، تهران‏، 1372 ش‏، چاپ سوم‏،ج9، ص397.

[6] . مجمع البیان،پیشین، ص397؛ تفسیر نمونه،پیشین، ص 545-544.

[7] . إن عُدْتم عُدْنا.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : توبه، عاقبت به خیری، عاقبت به شری، برصیصای عابد، انواع هدایت، فرق عالم و عابد، هدایت ابتدایی و استحقاقی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 بهمن 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
from www.Avazak.ir-Design By: Avazak.ir --> ---- ---- چاپ این صفحه ---- ---

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی