تبلیغات
اهل بیت(علیهم السلام) - مطالب خاطرات شهداء
اهل بیت(علیهم السلام)
یا اباصالح المهدی ادرکنا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا علمی و تحقیقی و در راستای نشر و ترویج فرهنگ و معارف اسلامی برای استفاده اقشار مختلف جامعه خصوصا جوانان راه اندازی شده است و در آن علاوه بر آثار و نوشته های مدیر وبلاگ از مقالات و نوشته های علمی از سایر نویسندگان و سایت های معتبر نیز با ذکر منبع بهره برده می شود و از هر گونه پیشنهاد و انتقاد علمی و منصفانه استقبال می شود و نشر و استفاده از مقالات آن با ذکر منبع بلا مانع است.

مدیر وبلاگ :محمود امیریان
نویسندگان

کلام شهداء: خاطرات رزمندگان را به صورت کتاب حفظ کنید و بخوانید تا ببینید، بچه ها در زمان جنگ چه کردند. شهید سید منوچهر مدق

خاطره: گفتم «شما حالتون خوش نیست. مریض شدین.» گفت «نه، خوبم.» گفت «تب و لرز كردین؟» سرش را انداخت پایین. گفت «نه عزیز، گرسنه م.» دو روز چیزى نخورده بود. همه جا را دنبال غذا گشتم; هیچى نبود، هیچى. یعنى یك ذره خرما یا قند هم نبود. رفتم پیش خانمش. گفتم «این جا چیزى پیدا نمى شود، بگذارید برویم داخل شهر.» گفت «نه.» قایم شده بودم توى انبار. بغض كرده بودم و از گونى نان خشك ها، جاهایى كه كپك نداشت مى شكستم و مى گذاشتم توى سینى.   شهید مصطفی چمران
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | رهی رسولی فر




نوع مطلب : خاطرات شهداء، 
برچسب ها : شهید مصطفی چمران، تقوای شهید، خاطرات شهداء، خاطره،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آبان 1394

کلام شهداء:  سهل‌ انگاری و سستی در اعمال عبادی تأثیر نامطلوبی در پیروزی‌ ها دارد. حاج حسین خرازی

خاطره: سردار شهید «علی چیت‌سازیان» تقوای عجیبی داشت. روزی كه از همدان به سمت منطقة یك می‌آمدم، خانمی دبه‌ای از شیرة ملایر به من داد و گفت: این را به آنهایی كه به خدا نزدیك‌تر هستند، برسان!. مطمئناً‌ نظرش تمامی بچه‌های جنگ بود؛ ولی من كه حال و هوای معنوی بچه‌های اطلاعات و عملیات را دیدم، آن را به تداركاتِ واحد آنها تحویل دادم و اولین قاشق از آن شیره را به علی آقا دادم. بعد از آنكه علی آقا و دیگر بچه‌های اطلاعات خوردند، حرف آن خانم را برای آنها ذكر كردم؛ یك دفعه اشك در چشمان علی آقا نشست. دستهایش را به طرف آسمان برد و گفت: خدایا! چگونه جواب این مردم را بدهیم؟ البته ایشان به این هم راضی نشد تا آنكه گفت: «به آن خانم بگو مرا حلال كند.‌» زیرا سردار علی چیت‌سازیان خود را جزء كسانی كه به خدا نزدیك‌تر هستند نمی‌دانست.   شهید علی چیت سازیان
منبع : ر.ك: دلیل، ص 66





نوع مطلب : خاطرات شهداء، 
برچسب ها : کلام شهداء، خاطره شهداء، شهید «علی چیت‌سازیان، حسین خرازی، تقوای شهید،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 آبان 1394


کلام شهداء: دنیا آزمایشگاهی بیش نیست نگاهی به کوله پشتی ات بینداز. غلامحسین صالحی

خاطره: بند هفت، بند محكومین دو تا پنج سال بود. محكومیت عبداللّه قطعى شده بود. پنج سال حبس برایش بریده بودند. ما بیست و نه نفر بودیم تو یك اتاق بیست و چهارمترى. شب ها از ساعت نه كه خاموشى مى زدند، كسى حق بیرون رفتن نداشت. عبداللّه یك دستمال داشت كه مى انداخت روى صورتش و رو به دیوار مى خوابید. زیر همان دست مال دعا مى خواند و گریه مى كرد.  عبدالله میثمی
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مریم برادران




نوع مطلب : خاطرات شهداء، 
برچسب ها : خاطره، خاطرات شهداء، شهید، کوله پشتی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 آبان 1394

 کلام شهداء: اگر انسان بخواهد برای خود ارزشی قائل باشد، باید میزان ظلم‌ستیزی و شیوه آن را ملاك قرار دهد.  شهید عبد الرضا موسوی

 خاطره: با تنی چند از همرزمان، با قایق در حال حركت برای انجام عملیات بودیم. به ناگاه انفجاری رخ داد و تركشی به چشم فرمانده (برادر خیرالله جهان‌دیده) خورد و خون از آن جهش كرد. همه نگران بودیم؛ ولی ابهت او اجازه نمی‌داد، بدون دستورش قایق را نگه داریم. با اشاره و جمله‌ای ناقص از او خواستم برگردیم. با آرامشی كه از خود نشان می‌داد، پاسخم را داد؛ یعنی از برگشتن نباید حرف بزنم. یك چشمش را گرفته بود و از چشم دیگرش اشك می‌ریخت. قایق به سرعت پیش رفت و او آن شب را تا صبح به فرماندهی افراد دسته خود پرداخت. صبح كه شد به اصرار فرمانده بالاتر، عقب برگشت تا معالجه شود؛ اما بعد از دو ساعت، باز او را در جمع خود دیدیم، پرسیدم: «چرا برگشتی؟» گفت: «چرا برنگردم؟ یك تركش ناقابل كه نمی‌تواند ما را برگرداند. تركش را در آوردند. باور كن با چشم دیگرم همه چیز را می‌بینم.‌» خیر الله تا آخر عملیات با همان وضع با ما بود .  شهید خیر الله جهان دیده
منبع :  راوی: خدارسان زاهدی، ر.ك: خفته بیدار، ص45 و 46.




نوع مطلب : خاطرات شهداء، 
برچسب ها : شهداء، خاطرات شهداء، خاطره، شهید، کلام شهید، ترکش، عملیات،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 آبان 1394





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
from www.Avazak.ir-Design By: Avazak.ir --> ---- ---- چاپ این صفحه ---- ---

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی